@باکترى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه باکترى انهدام باکترى ايجاد شده به وسيله باکترى اوره باکترى کش باکترى اوره باکترى خوار باکترى خوارى باکترى شناسى باکترى هاى ميله اى ... تحت تاثير باکترى تحت تاثير باکترى قرار دادن تغذيه از باکترى ... بافته مولد قارچ و باکترى ضد باکترى ماده متبلور باکترى کش نابود کننده ى باکترى هر نوع باکترى مارپيچ وابسته به باکترى وابسته به باکترى شناسى