@بت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بت بت پرست بت چينى بت ساختن بت سازى بت شکن بت شکنى بت هاى خانگى بت يا تصوير ... محل استقرار بت در معابد ... مبنى بر بت شکنى يا شمايل ... مربوط به بت پرستى و کفر وابسته به خدايان دروغى و بت ها