روس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم فردی از مردم روسیه که از نژاد اسلاو است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل روس ـ (1)
- اسم (قدیم): روسیه کشوری در شرق اروپا و شمال آسیا.
- اسم روس ممکن است در زبان معیار باستان اصطلاحی خالص باشد؛ که به معنی رُس، رشد نیز قابل تعبیر بوده، همچنین با نام یا صفت رستم وجه مشترک دارد.