@بها@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بها پر بها پيش بها چيز کم بها چيز کم بها يا بى اهميت چيز بى بها چيز قشنگ و کم بها چيز قشنه و کم بها چيزهاى کم بها کاهش بها کم بها کم بها کردن کم بها شدنى کم بها شمردن اضافه بها بها گذارى مجدد بها گذاشتن بر بها قائل شدن بى بها خون بها سنگ گران بها هم بها