@بهبود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بهبود بهبود پذير بهبود پذيرى بهبود گراى بهبود گرايى بهبود امکانات بهبود دهنده بهبود طلبى بهبود ناپذير بهبود يابنده بهبود يافتن ... که براى بهبود سرمايه و ...