@بهره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بهره بهره بردار بهره بردارى بهره بردارى کردن بهره بردارى کردن از بهره تقويت بهره تقويت در حلقه باز بهره تقويت درطبقه بسته بهره جويانه بهره داشتن بهره غير مجاز بهره مند ساختن بهره مند شدن از بهره مندشدن از بهره ور بهره ورى بى بهره کردن بى بهره سازى ... محصول و بهره بردارى از ... قابل بهره بردارى وابسته به بهره بردارى