@بودن@20
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بودن نظير بودن نق نقى بودن نماينده بودن ... از گياه يا جانور بودن نمونه بودن نيازمند بودن نيازمند بودن به هم آهنگ بودن هم راى بودن هم رتبه بودن با هم مرز بودن هم نهشت بودن هم وزن بودن همگاه بودن همگرا بودن همانند کردن يا بودن همتا بودن همراه بودن همراى بودن همزمان بودن همه کاره بودن هواخواه بودن هوشيار بودن وابسته به پيشرو بودن وابسته به هم بودن واژه هاى شامل بودن ـ (512) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21