@بودن@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بودن اسم مفعول فعل بودن افزون بودن بر افسرده بودن امر فعل بودن امل بودن اميدوار بودن انترن بودن اندازه بودن برازندگى اندروا بودن انديشناک کردن يا بودن اهل استفاده زياد بودن با دوام بودن بارور بودن بازگشتى بودن بازداشتنى بودن باشرف بودن رک و راست باقى بودن بالاتر بودن باور کردنى و معقول بودن بد گوار بودن بد بودن بد يمن بودن بدهکار بودن بدون اشکال بودن بديهى بودن واژه هاى شامل بودن ـ (512) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21