@بودن@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بودن خواستار بودن خوانا بودن خوب بودن خودکار بودن خوش بين بودن خوشايند بودن خوشبخت بودن دائم الخمر بودن دارا بودن داراى ارزش بودن ... شکل لرزان و مرتعش بودن داراى حرکت مارپيچى بودن داراى دو رنگ بودن داراى صوت بودن ... و اختيارات سلطنتى بودن داراى مقام بلندترى بودن از داراى نرمه بودن داراى وريد بودن داراى وصيت نامه بودن داراى يک ريشه يا اصل بودن دانه دانه بودن داير بودن در اشتباه بودن در التزام بودن در انتظار فرصت بودن واژه هاى شامل بودن ـ (512) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21