@بودن@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بودن در اهتزاز بودن در بستر زايمان بودن در تکاپو بودن در تب و تاب بودن در ترديد بودن در جستجوى چيزى بودن ... هم اندازى جلوتر بودن از در خطر بودن در خور بودن در شک بودن در شرف وقوع بودن در صدد بودن در فعاليت بودن در مجاورت بودن در معرض بودن يا قرار دادن در ملازمت کسى بودن در نوسان بودن درپى چيزى بودن درکمين شکار بودن دراهتزاز بودن دربين راه بودن درجستجو بودن درجه دوم بودن درحال رقص يا بالت بودن درحرکت بودن واژه هاى شامل بودن ـ (512) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21