@بوده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بوده ... که درناحيه خوزستان بوده ... حايل نور بوده و لوازم ... ... داراى روح بوده و مورد ... ... داراى امتيازات سلطنتى بوده ... پليوس و اکيگوسن بوده برگ غار که نشان افتخار بوده است بوده است ... پوستان روى آن منقوش بوده ... و نيم بدنش دال بوده ... که ملازم ديونيسوس بوده ... قوه خارق العاده بوده ... زبان آشورى رايج بوده و در کتيبه ... سگ سه سرى که پاسبان دوزخ بوده ... پايين تراز شواليه بوده ... و نصف ديگرش ماهى بوده ... خاصيت فنرى بوده و براى ... ... که دختران نروس بوده اند ... بردند و نشان قدرت بوده ... هاى سرشان مار بوده و هر کس ... ... قسمتى از جنوب فلسطين بوده