@بيان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيان چندى بيان کردن آزادانه بيان کردن آزادى عمل و بيان آموزگار معانى بيان ... آن داستانى بيان مى شود اظهار يا بيان مبتذل انتخاب لغت براى بيان مطلب با تمسخر بيان کردن با حروف الفبا بيان کردن با صدا بيان کردن با واژه هاى ديگرى بيان کردن بالغات بيان کردن بتفصيل بيان کردن براى بيان تعجب فراوان ... به صورت شفاهى بيان کردن به صورت لسانى بيان کردن به صورت مجمل بيان کردن به طور مختصر بيان کردن بيان کردن بيان کننده بيان کننده علت بيان با الحان بيان بظاهر موافق و ... بيان رايج بيان شده واژه هاى شامل بيان ـ (66) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}