@بيخود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيخود چيز بيخود يا غير ضرورى ادعاى بيخود از خود بيخود از خود بيخود کردن از خود بيخود کننده از خود بيخود شدن از خود بيخود شده از فرط خوشى از خود بيخود شد ترس بيخود