@بيدار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيدار کاملاً بيدار از خواب بيدار کردن از خواب بيدار شدن بيدار کردن بيدار کننده بيدار شد بيدار شدن بيدار ماندن درحالت خواب و بيدار دوباره بيدار کردن طبل بيدار باش