@بيش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيش پيشاهنگ بيش از هيجده سال ... و اضافه و بيش از حد و ... ... معنى زياد و زياده و بيش کم و بيش آزادى بيش از حد دادن احساسات بيش از حد اطمينان بيش از حد ... که انسان جانورى بيش نيست انجام کارى بيش از حد وظيفه بزرگ شدن عضوى بيش از حد لزوم بزرگى بيش از حد سر به طور بيش از حد بيش از احتياج بيش از اعتبار کشيدن بيش از اعتبار برات کردن بيش از اعتبار حواله کردن بيش از اعتبار حواله يا چک دادن بيش از اندازه بيش از اندازه عادى بيش از اندازه لازم ... بيش از اندازه محتاط بيش از اندازه واقعى برآورد کردن بيش از اين ها بيش از حد بيش از حد گستردن واژه هاى شامل بيش ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}