@بيش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيش پيشاهنگ بيش از هيجده سال ... و اضافه و بيش از حد و ... ... معنى زياد و زياده و بيش کم و بيش آزادى بيش از حد دادن احساسات بيش از حد اطمينان بيش از حد ... که انسان جانورى بيش نيست انجام کارى بيش از حد وظيفه بزرگ شدن عضوى بيش از حد لزوم بزرگى بيش از حد سر به طور بيش از حد بيش از احتياج بيش از اعتبار کشيدن بيش از اعتبار برات کردن بيش از اعتبار حواله کردن بيش از اعتبار حواله يا چک دادن بيش از اندازه بيش از اندازه عادى بيش از اندازه لازم ... بيش از اندازه محتاط بيش از اندازه واقعى برآورد کردن بيش از اين ها بيش از حد بيش از حد گستردن واژه هاى شامل بيش ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4