@بيش@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيش بيش از حد ناقلا بيش از حد نصاب بيش از حد نور ديدن بيش از حد واقع شرح دادن بيش از ظرفيت پر کردن بيش از ظرفيت يا نياز توليد کردن بيش از ميزان احتياج ... بيش از همه بيش از وقت معين بيش بال داراى توپ نرم تاکيد بيش از حد ... زنده کوچک که بيش از يکى از ... توليد اضافى يا بيش از حد جبران بيش از حد لزوم داراى کروموسوم هاى بيش از بقيه داراى بيش از يک وهله ... داراى زاويه ديد بيش از معمول داراى فعاليت بيش از اندازه داروى بيش از حد لزوم دستکش بيش بال رشد بيش از اندازه ى ... عرضه بيش از تقاضا عطش بيش از حد علاقمندى وافر و بيش از اندازه فراوانى بيش از حد واژه هاى شامل بيش ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}