@بيشتر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيشتر پوان يا نمره بيشتر آوردن از ... و متعدد و بيشتر و چند ... مافوق و ارجح و بيشتر پيوسته بيشتر ... اقيانوس که بيشتر درسواحل نيو ... از حيث شماره بيشتر بودن بيشتر پيشنهاد دادن از بيشتر کار کردن از بيشتر ايستادن بيشتر به طرف شمال بيشتر تحمل کردن بيشتر توپ زدن از بيشتر درخشيدن بيشتر دوام کردن بيشتر دوام آوردن بيشتر راى بردن از بيشتر زنده بودن از بيشتر طول کشيدن از بيشتر عمر کردن از بيشتر عمر کننده بيشتر محتمل بيشتر يا بهتر فروختن از ... کليه که بيشتر لوله هاى ... داراى گلبرگ هاى بيشتر از معمول داراى عدد اتمى بيشتر از اورانيم واژه هاى شامل بيشتر ـ (33) : 1 , 2