@بيشتر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيشتر پوان يا نمره بيشتر آوردن از ... و متعدد و بيشتر و چند ... مافوق و ارجح و بيشتر پيوسته بيشتر ... اقيانوس که بيشتر درسواحل نيو ... از حيث شماره بيشتر بودن بيشتر پيشنهاد دادن از بيشتر کار کردن از بيشتر ايستادن بيشتر به طرف شمال بيشتر تحمل کردن بيشتر توپ زدن از بيشتر درخشيدن بيشتر دوام کردن بيشتر دوام آوردن بيشتر راى بردن از بيشتر زنده بودن از بيشتر طول کشيدن از بيشتر عمر کردن از بيشتر عمر کننده بيشتر محتمل بيشتر يا بهتر فروختن از ... کليه که بيشتر لوله هاى ... داراى گلبرگ هاى بيشتر از معمول داراى عدد اتمى بيشتر از اورانيم واژه هاى شامل بيشتر ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}