@بيمارى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيمارى پزشک بيمارى هاى عمومى ... قابلگى و بيمارى هاى زنان پزشکى بيمارى هاى آميزشى ... از لحاظ بيمارى هاى مسرى ... ابتلا به بيمارى حاصله از ... ابتلا به بيمارى هاى ويروسى انگلهايى که بيمارى زا نيستند بر ضد بيمارى تلقيح شدن بهبودى بيمارى بيمارى پوت بيمارى کليه که بيشتر ... بيمارى که در بيمارستان مى خوابد بيمارى آکتينوميکوز بيمارى تب خال بيمارى خونى بيمارى روانى بيمارى زا بيمارى زايى بيمارى زنگ گندم بيمارى شبه حصبه بيمارى صرع بيمارى طاعون بيمارى فشار خون بيمارى فلج اطفال بيمارى قارچى واژه هاى شامل بيمارى ـ (75) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}