@بين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بين پيرامون بين پيمان بين دول پيمان غير رسمى بين المللى چيزى که صدا را از بين ببرد گردش بين گوشه يا زاويه بين شاخه يا برگ ... ... هاى جوان بين درختان ديگر کف بين کنگره هاى موجود بين کام و زبانه ... ... ترسيم شده بين دو نقطه ... کوته بين آب بين آثار چيزى را از بين بردن آدم نزديک بين ... پوست يا در بين پوست عمل مى ... ... که از بين بردن تيامين ... آهنگ بين دو ضرب احساسات بين المللى از بين بردن از بين بردن برگ گياهان از بين برنده از بين رفتن از بين رفتن انحناء کف پا از بين رفتن رد کردن دادخواست از بين رفتن قدرت ادراکات واژه هاى شامل بين ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}