@بين@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بين از بين رفتنى از بين رفته از بين رونده ... در فاصله بين انقباض و ... اصلاح فيما بين ... و لزوم از بين رفتن آنها انحصار فروش کالا بين دو نفر ايام بين اول ژوئيه تا ... ... هاى فرعى بين راهى جاده ... ... عهد سوم که بين پليوس و اکيگوسن ... باريک بين ... حد فاصل بين نيروى متخاصم ... باز بين نوار ... سر و صدا بين ساکنان يک اتاق ... يا نمايش بين پرده هاى ... برجسته بين بين چرخه اى بين گونه اى بين کالج هاى مختلف بين کهکشانى بين اداره اى بين الکواکب بين الاثنين بين الاثنينى بين الاديانى واژه هاى شامل بين ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}