@بينى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بينى استخوان ميانى بينى انگل هاى کوچک و ذره بينى اندک بينى با پيش بينى رقم نقلى با زحمت از بينى نفس کشيدن باريک بينى باز بينى باطن بينى برآمدگى بينى برجسته بينى ... اثر پيش بينى جريان مرض بينى گرفتن بينى کوتاه و کلفت سر به بالا بينى کوتاه و بزرگ و سر به بالا بينى ماليدن به بينى و حنجره شناسى تيز بينى حفره هاى بينى پره بينى حنجره بينى ... غير قابل پيش بينى طبيعى خرطوم بينى انسان خود کم بينى خود بينى داراى بينى پهن و کوتاه داراى بينى کوتاه و سر بالا واژه هاى شامل بينى ـ (96) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}