@بينى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بينى داراى بينى تيز درون بينى درون خويشتن بينى دوبينى و نامنظم بينى ذره بينى ... هاى گوش و گلو و بينى روشن بينى روشن بينى قبلى ريز بينى زنده بينى سوراخ بينى سوراخ بينى مهره داران شبکيه بينى صداى خس خس بينى طالع بينى طيف بينى عکس ذره بينى از اجسام خيلى ريز عينک مخصوص روى بينى غير قابل پيش بينى فال بينى فلسفه خوش بينى فلسفه واقع بينى واقعيت گرايى فلش پشت سوراخ بينى سوسمار قابل پيش گويى ياپيش بينى قبلا پيش بينى کردن واژه هاى شامل بينى ـ (96) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}