@بيهوده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بيهوده پرحرفى و بيهوده گويى پندار بيهوده چيز بيهوده گفتار بيهوده کار بيهوده کار بيهوده کردن کلمات بيهوده و احمقانه ... و انديشه بيهوده راجع به ... به طور بيهوده بيهوده گفتن بيهوده گويى بيهوده گى بيهوده تلف کردن بيهوده و بى معنى بيهوده وقت گذراندن تلاش بيهوده حرف بيهوده زدن زحمت بيهوده سخن بى معنى و بيهوده سخن بيهوده وقت را بيهوده گذراندن ... کرم وار بيهوده وقت گذراندن