@بچه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بچه بچه کش بچه کمتر از هفت سال بچه کوچک بچه کوچه بچه کوچه گرد بچه کوچولو بچه آور بچه آوردن بچه آورى بچه اردک بچه انداختن بچه انداز بچه اندازى بچه اى که پدر و ... بچه اى که پريان به ... بچه اى که پريان به ... بچه اى که مورد مواظبت ... بچه باز بچه بازى بچه بد اخلاق و لوس بچه بد ذات بچه بد ذات و شيطان بچه بد ذات يا شيطان بچه بدذات بچه بى ريش واژه هاى شامل بچه ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6