@بچه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه بچه بچه بى صاحب بچه تاتى کن بچه تازيانه خور به ... بچه تر بچه تعميدى بچه ته تغارى بچه جانوران بچه حلزون بچه حيوان بچه خوک بچه خوک پروارى بچه خوشگل بچه دارى کردن بچه دارى در روز بچه دان بچه دان رحم بچه دزد بچه دزدى کردن بچه زا بچه زائيدن بچه زايى بچه سگ ماهى بچه سر راهى بچه سرراهى بچه سقا واژه هاى شامل بچه ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6