@تا@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تا ... مى ماند تا گيرنده براى ... چند تا ... ورق کاغذ که تا شده و هشت ... چيزى را تا آخر دنبال کردن ... مى فروشند تا خريداران را ... ... التجاره مى گذارند تا از آسيب مصون ... ... بدريا مى اندازد تا عمق آن را ... کيسه زرده دور تا دور جنين از آغاز تا انتها از اول تا آخر از سر تا پا از سرشب تا بامداد ... ازدواج در کليسا تا کسانى که اعتراضى ... ... اول ژوئيه تا اول سپتامبر ... بالا آوردن بازو تا بالاى شانه ... هزينه حمل تا روى وسيله ... بى تا بين هفتاد تا هشتاد سالگى تا چه چيز تا کردن تا کنار تا کنون تا آخر ايستادگى کردن تا آخر ايفا کردن تا آخر بازى کردن واژه هاى شامل تا ـ (107) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}