@تا@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تا تا آخرين نفس دنبال کردن تا آن که تا آن زمان تا آن موقع تا آن وقت تا آنجايى که تا ابد تا ابدالاباد تا اندازه اى تا اندازه اى تهوع آور تا اندازه اى سفيد تا اين که تا اين زمان تا اين وقت تا اينجا تا تاريخ غير محدود تا جايى که تا حد تا حدودى تا حدى که تا درجه اى تا دورترين نقطه تا ديدار بعد تا دير گاه تا دير وقت واژه هاى شامل تا ـ (107) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5