@تا@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تا دور تا دور دور تا دور گيتى يا ... ... ژوراسيک سفلى تا عهد مسوزوئيک زره پوشيده از سر تا پا زمان ميانگين تا خرابى سر تا پا کثيف کردن سر تا پا زره پوش شصت تا شلوار کوتاه تا زير زانو ... کوره مى ريزند تا آن را محافظت ... شنل بلند تا سر زانو مخصوص ... صندلى تا شو صندلى تا شو بدون پشتى ... گذارده مى شود تا صداى آن بلندتر ... ... براى عملى تا قاضى بتواند ... غير قابل پرداخت تا انقضا مدت فقط تا روى پوست ... ديوار مى گذارند تا ميخ روى آن ... ... مى پوشند تا طرفين يکديگر ... ... محکوم شد تا روز قيامت ... ... نوک شاه دکل تا پاى دکل جلو ... ... سپرده شود و تا حصول شرايط بخصوص ... نشانى پذير تا کلمه نشانى پذير تا ذره ... مى نمايند تا روى ميخى ... واژه هاى شامل تا ـ (107) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}