@تابستان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تابستان چله تابستان تابستان گذرانى تابستان را گذراندن تابستان را بسر بردن تابستان را به حال رخوت گذراندن ... افق در نيمه شب تابستان شبيه تابستان نهرى که در تابستان خشک شود نيمه تابستان