@تابع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تابع پاره تابع پيرو و تابع قانون کردن احضار تابع تابع پله اى تابع چند جمله اى تابع کامل تابع کمين تابع آستانه اى تابع ابتدايى تابع انتقال تابع بازگشتى تابع بولى تابع تعريف شده تابع توکار تابع جزيى تابع حالت بعدى تابع خود کردن تابع راه گزين تابع زا تابع زاينده تابع زير انتگرال تابع شفر تابع قرار دادن تابع محاسبه پذير تابع مشخصه واژه هاى شامل تابع ـ (37) : 1 , 2