@تابع@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تابع تابع منطقه يا قسمت ديگرى تابع منطقى تابع مولد تابع وصول ... که بايد تابع اوليه آن ... حداکثر يا حداقل تابع رياضى ستاره ى تابع ستاره ى ديگرى سلطنت تابع سلطنت ديگرى شخص تابع قابل اخذ تابع اوليه مشتق و تابع اوليه مولد تابع واژه هاى شامل تابع ـ (37) : 1 , 2