@تابيده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تابيده پارچه محکم و داراى نخ تابيده پشم تابيده کلاه گيس تهيه شده از پشم تابيده ابريشم تابيده ابريشم مصنوعى تابيده به هم تابيده نخ تابيده نخ تابيده مخصوص تازيانه پيچى نخ تابيده مخصوص قلابدوزى نخ يا ريسمان تابيده يراق يا ريسمان تابيده