@تاثير@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تاثير ... و همچنين تاثير قوه آهن ... با تاثير ميدانى بى تاثير تاثير پذير تاثير کردن بر تاثير کردن در تاثير الکل در مزاج تاثير بخار گرم و مايعات ... تاثير و نفوذ انفجار تحت تاثير آمونياک قرار دادن تحت تاثير احساسات قرار گرفتن تحت تاثير الکل درآوردن تحت تاثير باکترى تحت تاثير باکترى قرار دادن تحت تاثير باد جنوبى تحت تاثير برق قرار دادن تحت تاثير تبليغات مسلکى ... تحت تاثير حرارت آتشفشانى تحت تاثير حرارت آتشفشانى ... تحت تاثير خاک تحت تاثير عقيده يا مسلکى ... تحت تاثير قرار دادن تحت تاثير واقع شدن تحت تاثير واقع شده تحت تاثير واقع نشده واژه هاى شامل تاثير ـ (35) : 1 , 2