@تاثير@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تاثير ... که تحت تاثير تجزيه به ... در تحت تاثير هوا درآوردن درجه تاثير ... موجودات و تاثير آنها بر ... ... در باره تاثير اوضاع جغرافيايى ... رشد کننده تحت تاثير آفتاب ... گياه تحت تاثير قوه جاذبه ... ... وسيله تحت تاثير گذاردن ديگران مربوط به تاثير شيميايى ... در اثر تاثير شدت ميدان ... واژه هاى شامل تاثير ـ (35) : 1 , 2