@تاريخ@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تاريخ تاريخ شهداى مسيحى تاريخ طبيعى تاريخ قبلى تاريخ ماقبل تاريخ ماقبل تاريخ تاريخ مقدس تاريخ نژادى جانور يا گياه تاريخ نصب تاريخ نويس تاريخ و نشانى نويسنده کاغذ ... در ادوار مختلف تاريخ ... ادوار مختلف تاريخ در يک ... جاى تاريخ سکه يا مدال ... وقايع يا تاريخ هاى وابسته ... داراى تسلسل تاريخ دوران ماقبل تاريخ شرح وقايع بترتيب تاريخ علم ترتيب تاريخ فيل بزرگ دوره ماقبل تاريخ قابل تعيين تاريخ ماده تاريخ ماقبل تاريخ ... نامه ها و تاريخ و منشا پيدايش ... مبدا تاريخ مبداء تاريخ کشورهاى مسيحى ... واژه هاى شامل تاريخ ـ (61) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}