@تاريخى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تاريخى پيش تاريخى ... هنرى و تاريخى را ويران ... اثر تاريخى بترتيب تاريخى حادثه تاريخى داراى تسلسل تاريخى زبان شناسى تاريخى و تطبيقى ... ... هاى ماقبل تاريخى به شکل ... شرح وقايع تاريخى گذشته بر ... عصر تاريخى ... از لحاظ تاريخى مطالعه شود لوحه تاريخى مکتب تاريخى ماقبل تاريخى ... محتوى آثار تاريخى و فرهنگى مطالعه اوضاع ماقبل تاريخى انسان ... لحاظ زمين شناسى و تاريخى نشان دادن سنوات تاريخى نمايش مجلل و تاريخى ... زبان شناسى تاريخى و تطبيقى ... زبان شناسى تاريخى و تطبيقى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}