@تازى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تازى با تازى شکار کردن تازى بويى تازى دار تازى درشت اندام تازى شکارى تازى شکارى پاکوتاه تازى مخصوص شکار خرگوش تازى مخصوص شکار روباه زبان تازى سگ تازى سگ تازى تيز دو ... تشويق براى تازى شکارى مخصوص ... همدست شکارچى که تازى ها را با ... وابسته به حکومت يکه تازى