@تاه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تاه چين و چروک و تاه چين يا تاه تاه چيزى را گشودن تاه کردن تاه کن تاه خوردن تاه دار تاه زدن تاه زده تاه و چين دادن ... کار مى رفته و تاه مى شده ... که چهار تاه خورده باشد