@تبديل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تبديل ... با و يا تبديل شدن به بافت ... ... هنگام تغيير و تبديل آن در کوره آلت تبديل استعداد تغيير و تبديل ... به بدن شخص تبديل به جسم و ... به پول نقد تبديل کردن به آسانى تبديل به پول شونده به جسم ديگرى تبديل کردن به نيترات تبديل کردن تبديل کردن تبديل کردن به گاز تبديل کردن به محله ... تبديل کردن خون شريانى به وريدى تبديل کننده تبديل آهن لخته به ... تبديل باب کردن تبديل باستان کردن تبديل بجنگل يا شکارگاه تبديل بذغال تبديل بصابون کردن تبديل بمحله اقليت ها ... تبديل به پپتن کردن تبديل به پنج کردن تبديل به پودر کردن تبديل به چسب کردن واژه هاى شامل تبديل ـ (137) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6