@تبديل@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تبديل تبديل به چوب کردن تبديل به چينى کردن تبديل به گاز کردن تبديل به گاز يا بخار شدن تبديل به کسر متعارفى کردن تبديل به کف کردن تبديل به آهک تبديل به احسن تبديل به ازت کردن تبديل به استنسيل کردن تبديل به اسيد کننده تبديل به اعشار کردن تبديل به امونياک کردن تبديل به اهرم کردن تبديل به بافت چوب پنبه اى شدن تبديل به بخار تبديل به بخار کردن تبديل به تفاله کردن تبديل به تيول تبديل به جسم جامد کردن تبديل به جنگل کردن تبديل به حکومت يکه تاز کردن تبديل به حيوان تبديل به خاک رس تبديل به خاکستر کردن واژه هاى شامل تبديل ـ (137) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}