@تبديل@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تبديل تبديل به در کوهى تبديل به دلمه يا ژلاتين کردن تبديل به ذغال کردن تبديل به ساختمان کردن تبديل به سرکه کردن تبديل به سرمايه کردن تبديل به سنگ تبديل به سنگ چخماق ... تبديل به سنگ کردن تبديل به سنگ معدن کردن تبديل به شکر کردن تبديل به شش کردن تبديل به شفيره شدن تبديل به شير تبديل به شيشه تبديل به صداى دلپذير کردن تبديل به صمغ يا رزين کردن تبديل به صورت بازرگانى تبديل به فسفات کردن تبديل به فعل کردن تبديل به قاعده رمزى تبديل به قليا کردن تبديل به قند تبديل به قند کردن تبديل به قير کردن واژه هاى شامل تبديل ـ (137) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}