@تبديل@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تبديل تبديل ناپذير تبديل هيئت ... اين که شخصى تبديل به گرگ شده تغيير و تبديل ... که مستعد تبديل به چند ... جعبه تبديل امواج صوتى به صدا دستگاه تبديل برق ضعيف ... ... ذرات ريز تبديل مى کند ... ذره تبديل شده به برق ... رو باز و تبديل آن بفولاد ... منى سازکه تبديل به سلول ... سلولى که تبديل بذره سفيد ... ... نفت خام و تبديل آن به هيدروکربورهاى ... شخصى که تبديل به گرگ شده باشد صورت تبديل ارز علم تبديل جرم بنيرو عمل تبديل به هيدروژن عمل تبديل جسم بذرات کوچک غير قابل تبديل به پول غير قابل تبديل به پول نقد قابل تبديل قابل تبديل بحالت زجاجى قابل تبديل بصابون قابل تبديل به پودر قابل تبديل به پول نقد واژه هاى شامل تبديل ـ (137) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}