@تبعيض@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تبعيض بدون تبعيض بدون تبعيض يا طرفدارى تبعيض کردن تبعيض آميز تبعيض قائل شدن تبعيض نژادى تبعيض نژادى قائل شدن خالى از تبعيض عدم تبعيض قائل به تبعيض قبلا تبعيض فکرى داشتن قضاوت تبعيض آميز قواعد تبعيض آميز و سخت ... ناشى از عدم تبعيض وابسته به تبعيض يا تميز وابسته به تفکيک و تبعيض