@تبليغ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تبليغ کسى که در پارلمان تبليغ مى کند ... براى جنسى تبليغ مى کند تبليغ کردن تبليغ حزبى تبليغ دينى تبليغ شدن تبليغ فروش تبليغ مسيحيت ... مسيحيان که هدفش تبليغ دينى و کمک ... ... آدم دوره گرد تبليغ مى کند قابل تبليغ