@تجارت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تجارت کسى که تجارت پشم خام مى کند از نو تجارت کردن تجارت کردن تجارت کردن با تجارت آزاد تجارت خرده فروشى به ... تجارت خز تجارت ذغال تجارت ساحلى تجارت قاچاق يا ممنوع تجارت مخاطره آميز تجارت مشروع تجارت ناموس حقوق تجارت قديم دادگاه تجارت سهيم و شريک در تجارت و غيره مرکز تجارت مرکز تجارت شهر