@تجديد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تجديد ... حلول و تجديد حيات جسمانى ... ... يا خوراک تجديد قوا کردن تجديد پذير تجديد چاپ تجديد کردن تجديد کننده تجديد اسکان تجديد اسکان کردن تجديد انتخاب تجديد انتخاب کردن تجديد بنا تجديد تجسم تجديد تسليحات تجديد تسليحات کردن تجديد جلسه تجديد جلسه دادگاه تجديد جوانى تجديد حيات تجديد حيات کردن تجديد حيات کننده تجديد خاطره تجديد خاطره کردن تجديد ديدار تجديد سازمان تجديد سازمان کردن واژه هاى شامل تجديد ـ (51) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}