@تجديد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تجديد ... حلول و تجديد حيات جسمانى ... ... يا خوراک تجديد قوا کردن تجديد پذير تجديد چاپ تجديد کردن تجديد کننده تجديد اسکان تجديد اسکان کردن تجديد انتخاب تجديد انتخاب کردن تجديد بنا تجديد تجسم تجديد تسليحات تجديد تسليحات کردن تجديد جلسه تجديد جلسه دادگاه تجديد جوانى تجديد حيات تجديد حيات کردن تجديد حيات کننده تجديد خاطره تجديد خاطره کردن تجديد ديدار تجديد سازمان تجديد سازمان کردن واژه هاى شامل تجديد ـ (51) : 1 , 2 , 3