@تجديد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تجديد تجديد شدنى تجديد شده تجديد شونده تجديد فراش تجديد فراش کردن تجديد فعاليت تجديد قوا تجديد محاسبه تجديد نظر تجديد نظر کردن تجديد نظر کردن در تجديد نظر شده تجديد نظرى تجديد نيرو تجديد نيرو کردن تجديد هوا تجديد و احياى روحيه تجديد وضع کردن تجديد وضع هسته اى ... تجديد يا مسترد کننده درخواست تجديد نظر سد جوع و تجديد نيرو کردن قابل تجديد نظر قابليت تجديد ... را اصلاح و تجديد کردن واژه هاى شامل تجديد ـ (51) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}