@تحت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تحت تحت تاثير باکترى قرار دادن تحت تاثير باد جنوبى تحت تاثير برق قرار دادن تحت تاثير تبليغات مسلکى ... تحت تاثير حرارت آتشفشانى تحت تاثير حرارت آتشفشانى ... تحت تاثير خاک تحت تاثير عقيده يا ... تحت تاثير قرار دادن تحت تاثير واقع شدن تحت تاثير واقع شده تحت تاثير واقع نشده تحت تسلط تحت تعقيب قانونى قرار دادن تحت جلد تحت جوى تحت درمان با هپارين قرار دادن تحت راسته تحت عمل تجزيه شيميايى ... تحت فشار تحت فشار پختن تحت فشار شديد قرار دادن تحت فشار قرار گرفتن تحت فشار قرار دادن تحت قاعده در آوردن واژه هاى شامل تحت ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4