@تحرير@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تحرير آواز خوان با تحرير با تحرير خواندن با ماشين تحرير از مسافات ... با ماشين تحرير نوشتن باماشين تحرير نوشتن تحرير کردن تحرير دادن تحرير دار ... عنوان ميز تحرير به کار ... جاى زانو و يا درزير ميز تحرير لرزش و تحرير صدا در آواز ماشين تحرير ماشين تحرير برقى ماشين تحرير خود کار گيرنده ... ماشين تحرير راه دور ميز تحرير ميز تحرير داراى رويه کشودار نوار ماشين تحرير نورد ماشين تحرير و غيره يک نوع ميز تحرير ظريف