@تحريک@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تحريک کمترين تحريک عصبى که ... احساسات را تحريک کردن ... فضانوردان در اثر تحريک و هيجان باعث تحريک و عصبانيت شدن به طور لذت بخشى تحريک کردن تپش تحريک تحريک پذير تحريک کردن تحريک کردن به تحريک کردن يا شدن تحريک کننده تحريک کننده توده مردم تحريک کننده قمقمه کوچک تحريک آلت تناسلى مرد ... تحريک آميز تحريک احساسات تحريک احساسات شهوانى ... تحريک جنگ کردن تحريک جنسى زنان تحريک خود تحريک شدگى زياد تحريک شدن تحريک شدنى تحريک شده تحريک شده به وسيله اميال شهوانى واژه هاى شامل تحريک ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}