@تحريک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تحريک کمترين تحريک عصبى که ... احساسات را تحريک کردن ... فضانوردان در اثر تحريک و هيجان باعث تحريک و عصبانيت شدن به طور لذت بخشى تحريک کردن تپش تحريک تحريک پذير تحريک کردن تحريک کردن به تحريک کردن يا شدن تحريک کننده تحريک کننده توده مردم تحريک کننده قمقمه کوچک تحريک آلت تناسلى مرد ... تحريک آميز تحريک احساسات تحريک احساسات شهوانى ... تحريک جنگ کردن تحريک جنسى زنان تحريک خود تحريک شدگى زياد تحريک شدن تحريک شدنى تحريک شده تحريک شده به وسيله اميال شهوانى واژه هاى شامل تحريک ـ (48) : 1 , 2